سمت‌هایی که شهید جهان‌آرا به زنان داد/ چرا شهید نگاه مثبتی به حضور زنان داشت؟ | پایگاه خبری تهرانوند
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

falseit is false
false
false

به گزارش پایگاه خبری تهرانوند، با آغاز رسمی جنگ، شهید جهان‌آرا، به خاطر اعتمادی که به عملکرد زنان داشت تعدادی از آن‌ها که در شهر مانده بودند و دوره‌های آموزشی را گذرانده بودند، فراخوان کرد. پس از ماجرای دهم مهرماه که به‌واسطه گرای ستون پنجم دشمن اتفاق افتاد و بسیاری از رزمندگان به شهادت رسیدند، شهید جهان‌آرا خطاب به نیروهایش گفت: روزهای سختی در پیش است و هرکس نمی‌تواند بماند، منعی برای رفتن او وجود ندارد.

فاطمه جهان‌آرا خواهر شهید جهان‌آرا گفت: در روزهایی که محمد در زندان ساواک بود، وقتی مادر برای ملاقات محمد به تهران می‌آمد کارهای خانه با من بود و به‌نوعی می‌توان گفت ساختار ذهنی ما توسط مادرمان ساماندهی شد. او فردی بسیار مذهبی و انقلابی بود و دوست داشت فرزندانش با آگاهی بزرگ شوند. همیشه سعی می‌کرد روحیه ایثارگری را در ما تقویت کند. محمد نیز تمام نوارهای سخنرانی دکتر شریعتی را برای او می‌آورد تا گوش دهد.
به گزارش مهرخانه، تاریخ هیچ‌گاه صرفاً مردانه نبوده است. برگ‌برگ آن را هم که ورق بزنیم هیچ‌گاه فقط در حضور مذکرها خلاصه نمی‌شود. تاریخ جنگ‌های مهم جهان و نیز دفاع مقدس مردم ایران نیز ازین قاعده مستثنا نیست. در تمامی جنگ‌های کوچک و بزرگ دنیا، ردپای زنان به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم دیده می‌شود. تاریخ همیشه شاهد خوبی است برای کاستی‌ها، کمبودها، نبودن‌ها، بودن‌ها، بودن‌ها و بودن‌ها …
حالا صحبت از بودن‌ها در میان است. بودن‌هایی که در بسیاری از موارد دیده نشد و صاحبانش با همان برهه تاریخی در ذهن مانده، به تاریخ پیوستند و هیچ‌گاه شرحی از آن مرقوم نشد. صحبت از زنان است. زنانی رزمنده، اما بدون کمترین امکانات. ۲۲ زن در خرمشهر و در کسوت نیروهای شهید جهان‌آرا.
بندری زیبا که ویران شد
خرمشهر، بندری مرزی که زندگی و تجارت در آن رؤیای افراد بسیاری بود. هرکس هم که می‌توانست برای کسب روزی و متمول شدن به آن‌جا پا می‌نهاد تا از نفت یا دریا یا تجارت بهره‌ای ببرد. زندگی خوب است، روزها آرام‌اند و کسی چه می‌داند که این روزهای آرام آبستن یکی از سخت‌ترین برهه‌های تاریخی خواهد بود که قرار است بر این شهر زیبا بگذرد.
خرمشهر تا مرز فاصله چندانی نداشت. تبادل تجاری و رفت‌وآمدهای خانوادگی به این کشور برقرار بود و هیچ‌گاه کسی تصور نمی‌کرد تحرکات مرزی تابستان ۵۹ سرآغاز جنگی باشد که همه مردم آن شهر را از خانه و کاشانه خود بیرون می‌راند و هشت سال نیز ادامه می‌یابد.
ساکنان شهر تصور می‌کردند جنگی چندروزه یا نهایتاً چندماهه آغاز شده و به‌زودی پایان می‌یابد و بنابراین هنگام خروج از شهر بسیاری از وسایل را بر جای نهادند به امید آن‌که چند هفته بعد به خانه و کاشانه بازمی‌گردند.
دختران و زنانی که همراه خانواده نرفتند
خانواده‌ها در حال ترک شهر بودند. هرکس سعی می‌کرد اندک وسایلی بردارد و خرمشهر را ترک کند به امید چند روز بعد که برمی‌گردد و کار و زندگی روزمره خود را از سر می‌گیرد. در این میان دختران و زنانی بودند که علی‌رغم مقاومت شدید خانواده‌ها حاضر به ترک شهر نشدند و نام خود را برای همیشه در زمره مدافعان خرمشهر ثبت کردند. زنان و دخترانی که عده‌ای از آن‌ها به شهادت رسیدند و عده‌ای دیگر نیز مجروح شدند.
مخالفت با حضور زنان در خرمشهر
شرایط آن روزهای خرمشهر به‌گونه‌ای بود که برخی از رزمندگان نیز مخالف حضور زنان و دختران در آن بحبوحه بودند و ترس عمده آن‌ها از اسارت توسط عراقی‌ها بود، اما زنان بالاخره توانستند مردان مدافع خرمشهر را به ماندن خود راضی کنند. در روزهای قبل از سقوط خرمشهر زنان مدافع شهر در قالب گروه مکتب قرآن و نیروهای ذخیره سپاه به فرماندهی شهید جهان‌آرا و نیز در کسوت‌های دیگر به فعالیت پرداختند.
ساماندهی زنان و دختران خرمشهری توسط شهید جهان‌آرا
مژده ام‌باشی از زنان مدافع خرمشهر درباره چگونگی ساماندهی زنان و دختران خرمشهری توسط شهید جهان‌آرا به مهرخانه می‌گوید: خواهران خرمشهر اوایل جنگ چند گروه بودند؛ گروهی با سپاه همکاری می‌کردند که از مهمات سپاه نگهداری می‌کردند و در مکان ثابتی مستقرشده بودند. عده‌ای هم امدادگر بودند که در مکان‌های مختلف مستقرشده بودند. عده‌ای هم در مطب دکتر شیبانی بودند. برخی نیز در بیمارستان‌ها بودند.
وی بیان می‌کند: اما روزهای آخر جا و مکان امن و ثابتی وجود نداشت و به مناطق مختلفی که درگیری بود می‌رفتیم. بعد از ۱۵ مهر من در بیمارستان نماندم و به مناطق درگیری رفتم. ما اسلحه داشتیم و همراه گروه‌های نظامی به محل‌های درگیری می‌رفتیم و کارهای درمانی و امدادگری رزمندگان انجام می‌دهیم و اگر آب و غذا احتیاج داشتند، برایشان تهیه می‌کردیم. البته روزهای آخر که همه به‌نوعی درگیر شده بودند، اسلحه به دست گرفتم و تیراندازی کردم. درگیری خیلی شدید بود و ما به سمت ساختم.
چرا شهید جهان‌آرا نگاه مثبتی به حضور زنان داشت؟
فاطمه جهان‌آرا خواهر شهید جهان‌آرا فرمانده سپاه خرمشهر نیز به مهرخانه می‌گوید: محمد شخص روشن‌فکری بود. ما خانواده پرجمعیتی داشتیم؛ ۸ برادر و ۵ خواهر. معمولاً در خانه‌ای که تعداد دختران زیاد باشد، رفت‌وآمد هم زیاد است. ۵ تا دخترعمو هم داشتیم که دایم با هم در رفت‌وآمد بودیم. پدرم شغل آزاد داشت و معمولاً در خانه نبود به دلیل ارتباطات خانوادگی زیاد، مدیریت خانه با مادرم بود.
وی ادامه می‌دهد: در روزهایی که محمد در زندان ساواک بود، وقتی مادر برای ملاقات محمد به تهران می‌آمد کارهای خانه با من بود و به‌نوعی می‌توان گفت ساختار ذهنی ما توسط مادرمان ساماندهی شد. او فردی بسیار مذهبی و انقلابی بود و دوست داشت فرزندانش با آگاهی بزرگ شوند. همیشه سعی می‌کرد روحیه ایثارگری را در ما تقویت کند. محمد نیز تمام نوارهای سخنرانی دکتر شریعتی را برای او می‌آورد تا گوش دهد. این روحیه هیچ‌گاه از مادر دور نشد؛ به‌طوری‌که در اواخر عمرش با وجود این‌که آلزایمر داشت، اما وقتی صدای مقام معظم رهبری، شهید بهشتی و دکتر شریعتی را می‌شنید آن‌ها را به‌خوبی به‌یاد می‌آورد.
جهان‌آرا بیان می‌کند: در خانواده ما به زن‌ها اهمیت زیادی داده می‌شد. محمد نیز معتقد بود توانایی زنان در عرصه‌های مختلف بسیار زیاد است و باید از این توانایی‌ها استفاده کرد. او حتی مردم‌داری‌اش را نیز از مادرم به ارث برده بود. سال ۵۸ سپاه تشکیل شد و محمد در ۲۵ سالگی فرمانده سپاه خرمشهر و اولین فرمانده سپاه خرمشهر شد. همسر محمد اهل تهران بود و بنابراین گه‌گاهی از خرمشهر به آن‌جا رفت‌وآمد می‌کرد. هرگاه به‌تنهایی به سفر می‌رفت عده‌ای به برادرم خرده می‌گرفتند که چرا او را به‌تنهایی به تهران می‌فرستند، اما او در پاسخ می‌گفت که همسرم از پس این موضوع برمی‌آید و قطعاً این نوع رفت‌وآمد هیچ مشکلی ندارد.
فراخوان زنان خرمشهری توسط شهید جهان‌آرا
با آغاز رسمی جنگ، شهید جهان‌آرا، به خاطر اعتمادی که به عملکرد زنان داشت تعدادی از آن‌ها که در شهر مانده بودند و دوره‌های آموزشی را گذرانده بودند، فراخوان کرد. پس از ماجرای دهم مهرماه که به‌واسطه گرای ستون پنجم دشمن اتفاق افتاد و بسیاری از رزمندگان به شهادت رسیدند، شهید جهان‌آرا خطاب به نیروهایش گفت: روزهای سختی در پیش است و هرکس نمی‌تواند بماند، منعی برای رفتن او وجود ندارد.
زنان مدافع خرمشهر که در آن روزهای سخت در خرمشهر مانده بودند پس از شنیدن این سخنان، حضور قاطعانه خود را اعلام کردند. آن‌ها با توجه به این‌که وظیفه نگهداری از مهمات به آن‌ها داده‌شده بود از شهید جهان‌آرا خواستند که به زنان اجازه حضور در خط مقدم را بدهد که جهان‌آرا در پاسخ به آن‌ها می‌گوید: سال‌ها پس از جنگ شما متوجه عملکرد مهم خودتان خواهید شد.
زنانی که نام‌شان در تاریخ ثبت شد
سکینه حورسی، رباب حورسی، نوشین نجار، نرگس بندری‌زاده، فریبا کریمی، منیژه عطارزاده، لیلا ابراهیمی دختران و زنانی بودند که تحت فرماندهی شهید جهان‌آرا و به‌عنوان نیروهای ذخیره سپاه فعالیت می‌کردند. گروهی نیز در مکتب قرآن بودند که سرپرستی آن‌ها را خانم عابدی، همسر شهید آلبوغبیش بر عهده داشت. شهناز حاجی‌شاه، شهناز محمدی، سهام طاقتی، بهجت صالح‌پور، سوسن عابدی و … از بانوانی بودند که در مکتب قرآن خرمشهر حضور داشتند.
حضور زنان خرمشهری در عرصه‌های مختلف
یکی از بارزترین عرصه‌های حضور زنان خرمشهری عرصه امدادرسانی بود. برخی از زنانی که دوره‌های امدادی را گذرانده بودند به مداوای مجروحان می‌پرداختند تا در این شرایط بخشی از دین خود را به خرمشهر ادا کنند. حضور برخی از زنان غیرخرمشهری نیز از وقایع جالب آن روزها است. زنانی که به‌ دور از خانواده و فقط به خاطر عرق به وطن از شهر و دیار آرام خود به میان درگیری‌هایی آمده بودند که امکان زنده ماندن آن‌ها درصد پایینی بود. هم‌چنین ساخت سنگر و نگهداری از مهمات و گه‌گاه نیز حضور در خط مقدم از فعالیت‌های بارز آن روزهای زنان مقاوم خرمشهر بود.

true
true
true
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false